روانشناسان می گویند در برخی از آدم ها کودک درون هرگز نمی میرد، جامعه ما وضعیت مشابهی دارد،مدام عروسک می سازد و با عروسکش بازی می کند (مهرداد امیر رحیمی)

بنظرم جامعه ما هم وضعیت مشابهی دارد، مدام عروسک می سازد و با عروسکش بازی می کند، مثل همه کودکان برای عروسکهایش نام انتخاب می کند، شاه، امام، رهبر، ولی امر … چندی با آن بازی می کند و وقتی دلزده شد سرش را از بدن جدا می کند، قهقهه میزند و به سراغ بازی با عروسک دیگری می رود. اگر اینگونه به موضوع نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که ولی امر، این هیولای ساخته ذهن ولی امرپرورمان را می توانیم بکشیم اما ذهن ولی امر پرورمان را چه باید بکنیم…قهرمان عروسکی کودک ما

لعنت به هر چه ولی امر و شاه و شاهزاده و رهبر و امام و امام زاده و آقا و آقا زاده و روشنفکر و سکولار و هر واژه و لقب و نام و نشان دیگر که معنی و مفهوم و نتیجه اش در عمل بشود فصل الخطاب بودن یک فرد یا گروه .
در کشوری که من در آن زندگی می کنم، فردی وجود دارد که ولی امر و فصل الخطاب صدایش می کنند، نامش را که می آوری اگر پیشوند امام یا حضرت نداشته باشد به تریش قبای آقادوستان بر می خورد، بعد از آوردن نامش هم باید صلوات ختم شود، ترجیحاً سه بار، که این صلوات مزین می شود به مرگ بر ضد ولایت فقیه و چند مرگ بر دیگر بسته به فضای سیاسی روز، گویی این مرگ برها دیگر جزو لاینفک صلوات بر محمد و آل محمد شده است! بعد از فوت او علاوه بر پیشوندهای قبلی پسوندی هم برای ذکر نامش افزوده می شود «قدس سره»، که تقدس را به کمال برساند، گویی تقدسش را با خود به گور می برد و آنجا هم فصل الخطاب باقی می ماند.
غالب گروه ها و اعضای اپوزیسیون معتقدند که همه مشکلات کشور و مردم از وجود این شخصیت نشات می گیرد، به همین خاطر اعمالش را رصد می کنند و حرف هایش را نقد و آنالیز می کنند (خود من هم از این قاعده مستثنی نیستم)، از یک جهت درست هم می گویند، ولی امر شخصیتی خودکامه است که خود را فصل الخطاب و مالک جان و مال مردم می داند. رستمی است که یک تنه همه را حریف است، فرمانده ارتش تعیین می کند، رئیس صدا و سیما و قوه قضائیه تعیین می کند، خط مشی کلی نظام تعیین می کند، رویکرد سیاست خارجی و روابط بین الملل تعیین می کند، عنداللزوم تو دهن این و آن می زند و هر وقت بخواهد افسار دولت را می کشد و خلاصه در مسیر اگر صلاح بداند حتی پیرزن هم خفه می کند و … لااله الا الله !
ایکاش حکایت ولی امر به همین جا خاتمه می یافت. من معتقدم مشکل اصلی نه خود ولی امر که ولی امرپروران و اصولاً ولی امر پروری خود ما است، ولی امر را می شود با یک گلوله سربی داغ و دوآتشه از میدان بیرون کرد، خلاصی از دست ولی امر پروران امروزی هم هر چند تعدادشان بسیار زیاد است شاید بجای تک تیر با رگبار گلوله ممکن باشد، اما با خصلت ولی امرپروری درونمان چه باید بکنیم. روانشناسان می گویند در برخی از آدم ها کودک درون هرگز نمی میرد، تا آخر عمر با آنهاست و بازیگوشی می کند، بنظرم جامعه ما هم وضعیت مشابهی دارد، کودک درونی دارد که هرگز نمی میرد و قرار است تا آخر با او باشد، مدام عروسک می سازد و با عروسکش بازی می کند، مثل همه کودکان برای عروسکهایش نام انتخاب می کند، شاه، امام، رهبر، ولی امر … چندی با آن بازی می کند و وقتی دلزده شد سرش را از بدن جدا می کند، قهقهه میزند و به سراغ بازی با عروسک دیگری می رود. اگر اینگونه به موضوع نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که ولی امر، این هیولای ساخته ذهن ولی امرپرورمان را می توانیم بکشیم اما ذهن ولی امر پرورمان را چه باید بکنیم، این کودک بازیگوش، مردنی که نیست اما آیا آموزش پذیر و تربیت پذیر هم نیست؟!
آیا خصلت ولی امر پروری مختص حکومت اسلامی حاکم بر ایران یا امروز و دیروز است؟ در همین فضای مجازی که رونوشت برابر اصل فضای حقیقی است و این روزها مرز میان این دو فضا به نازکی تار مویی است، بجای اعلیحضرت بنویسید یا بگویید رضا پهلوی، یا نقدی بر عملکرد رهبران سازمان مجاهدین خلق بنویسید، یا خدای ناکرده، زبانم لال از مدیریت خانم مریم رجوی انتقاد کنید، بخشی از عملکرد رضا شاه را اشتباه بدانید، محمد رضا شاه را در مواردی نقد کنید و از عکس العمل های سیاسی اش در زمان حکومت داری ایراد بگیرید، به یکی از ملی مذهبیون و نظریه های سیاسی این گروه اعتراض کنید یا چرا اعتراض فقط سوال کنید، نام مصدق را بدون وضو بر زبان بیاورید تا پاسخ سوال بالا را بگیرید. بلافاصله ولی امرپروران همچون لشکر موریانه ها وارد میدان می شوند. فرقی هم نمی کند که ولی امرشان زنده باشد یا مرده.
جالب اینکه خانواده پهلوی همچون آقای رضا پهلوی و یا ملکه همیشگی ایران خانم فرح دیبا خود هرگز به این عکس العمل ها راضی نبوده و نیستند و مستندش آنکه بارها و بارها به اشتباهات گذشته اعتراف کردند، از عملکرد گذشته خود انتقاد کردند و اعلام کردند که اگر فرصتی بدست بیاورند از تجربیات گذشته در راستای بهبود اوضاع آینده کشور و برقراری دموکراسی در ایران استفاده خواهند کرد، پادشاه فقید در روزهای آخر با صدای بلند خطاب به مردم اعلام کرد که از اشتباهات صورت گرفته پشیمان است و اگر مردم اجازه دهند در مقام جبران بر خواهد آمد، دکتر مصدق بلندنظرانه به اشتباهات خود اعتراف می کرد، آقایان بازرگان، سحابی و مابقی بنیانگذاران گروه ملی مذهبی بکرات از خود انتقاد کردند و نقدهای بسیاری در مورد اشتباهات خود نگاشتند که در قالب کتاب و مقاله در دسترس همه است. رهبران سازمان مجاهدین هم که این روزها دشمن قسم خورده حکومت مذهبی حاکم بر ایرانند از اصلی ترین عوامل پیروزی انقلاب در سال ۵۷ بودند و تغییر رژیم بدون آنها ممکن نبود، خود آنها بارها به این موضوع اشاره کردند و از خود در زمینه های مختلف انتقاد کردند. اما اصطلاحاً هوادارن ولی امرپرور اطرافشان مثل همیشه نقش کاسه های داغ تر از آش را بازی می کنند و به بازی با عروسک های در ذهن خودساخته مشغولند، در حالیکه آقای رضا پهلوی خود مدعی لزوم برقراری حکومت مردم سالارانه است هوادارنش بدنبال ساختن رضا شاه ثانی از او هستند، رهبران سازمان مجاهدین عملاً رویکرد خود را از جنگ مسلحانه به جنگ نرم و فعالیت های سیاسی اعتدالی و حضور فعالانه در کنفرانس های بین المللی تغییر داده اند اما هوادارنشان اصرار دارند که نقش آنها رهبری یک قیام مسلحانه فوری است؟! و الی آخر
نتیجه اینکه، ولی امر فعلی عنقریب رفتنی است، بیایید راهی برای آموزش و تربیت و سر به راه کردن کودک درون ولی امرپرورمان بیابیم، وگرنه با توجه به تعداد روزافزون ولی امرهای سکولار، مجاهد، ملی مذهبی و سلطنت طلب فعال در اپوزیسیون نمی شود حدس زد اینبار نوبت بازی با کی یا چیست …

مهرداد امیر رحیمی

Share

دیدگاه شما

دیدگاه

کامنت‌ها بسته هستند.